من گریه می‌ریزم به پای جاده‌ات، تا آئینه کاری کرده باشم مقدمت را اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟ ای پاسخ آدینه‌های پر معمّا بی تو سرودیم آن چه باید می‌سرودیم یعنی در آوردیم بابای غزل را حتمّیِ بی چون و چرای سبز برگرد راحت شویم از دست اما و اگرها آب و هوای خیمه سبزت چگونه است؟ این جا گهی سرد است و گاهی نیست گرما بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست ای تک سوار جاده‌های رو به فردا آقا، صدای پای سبز مرکب توست تنها جواب این‌ همه «می‌آید آیا؟» یک جمعه می‌بینید نگاهِ شرقیِ منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کاکو چت شاد وب شعبانی آتلیه بارداری در فرمانیه دنیای از خوشمزه ها کتابخون وبلاگی برای همه علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی به چمنزار بیا